زودنویس
مرجعی برای تولید محتوا، بازاریابی محتوا و استراتژی محتوا
درباره وبلاگ


من مسعود معاونی هستم، بلاگر و وبمستر که از سال 1393 به تولید محتوا در زمینه موضوعات فناوری و های تک می‌پردازم.

مدیر وبلاگ : مسعود معاونی
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

بعد از توصیف مشکل مشتری، محصول یا خدماتی که می‌تواند پاسخگوی این مشکل باشد، جایگاه ارزشی نامیده می‌شود. ارزش این محصول و یا خدمات از دیدگاه مشتری، در تعیین این جایگاه ارزشی ملاک قرار می‌گیرد.

گروه مشتریان که مورد هدف قرار گرفته‌اند. باید توجه داشت که بخش‌های مختلف بازار نیازهای متفاوتی دارند. گاهی نوآوری در یک Business Model بعد تغییر در بخش بازار شکوفا می‌شود.

  • ساختار زنجیره ارزش (به انگلیسی: Value Chain Structure)

جایگاه فعالیت‌های شرکت در زنجیره ارزش و نحوه به‌دست آوردن بخشی از ارزش تولید شده در زنجیره توسط شرکت، ساختار زنجیره ارزش را تشکیل می‌دهد.

  • تولید سود و حاشیه (به انگلیسی: Revenue Generation And Margine)

چگونه سود حاصل می‌شود؟ (از طریق فروش، اجاره، عضویت، پشتیبانی و...) ساختار هزینه‌ای چگونه است و حاشیه سود مورد نظر چگونه به‌دست می‌آید؟

  • جایگاه در شبکه ارزش (به انگلیسی: Position In Value Network)

شناسایی رقبا، شرکت‌های مکمل و اثراتی که شبکه همکاری می‌تواند برای مشتریان ایجاد کند. این تعاریف جایگاه شرکت در شبکه ارزش را توصیف می‌کند.

  • استراتژی رقابت (به انگلیسی: Competitive Strategy)

چگونه شرکت سعی می‌کند یک "مزیت رقابتی" ماندگار برای خود بسازد. این مزیت ممکن است در نوع مدیریت نمودن هزینه‌ها باشد و یا در Niche Strategy و یا همان بازار پنهان و دنج و غیرقابل دسترس توسط رقبا. در هر صورت وجود این مزیت رقابتی الزامی است. یک مدل کسب و کار می‌تواند با یکی از روش‌های زیر طراحی شود.

1.      نوآوری: یک مدل کسب و کار برای اولین بار با فکر و ایده‌ای نوآورانه طراحی گردد.

2.      احیاء: یک مدل کسب و کار قدیمی مجدد احیاء گردد.

3.      تغییر: یک مدل کسب و کار موجود با کمی تغییر در یکی از شش اصل فوق به مدل کسب و کار جدیدی تبدیل گردد.

اتخاذ: یک مدل کسب و کار به‌صورت کامل برای شغل دیگر و یا کشوری دیگر مورد استفاده قرار گیرد.

 





نوع مطلب : کسب و کار الکترونیک، 
برچسب ها : شکست کسب و کار،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 21 مرداد 1394
مسعود معاونی


چرا یك كسب و كار با شكست مواجه می شود:

موفقیت در یك كسب و كار هیچ گاه بصورت خودبخودی و یا بر اساس شانس نیست و همانطور كه گفته شد این موفقیت اصولاً به سازماندهی دقیق و بصیرت فرد بستگی دارد.

شروع یك كسب كار همیشه ریسك پذیر است، با توجه به گزارش اداره كسب و كارهای كوچك در آمریكا      (( SBA)) بیش از 50% كسب و كارهای كوچك در سالهای اول با شكست مواجه شده و 90% آنها در 5 سال اول از بین می روند. Micheal ames در كتاب خود به نام \"كنترل كسب و كار كوچك\" دلایل زیر را برای شكست این نوع كسب و كارها بیان كرده است:

1-عدم وجود تجربه

2-نداشتن سرمایه كافی

-نداشتن جایگاهی مناسب

4-عدم وجود كنترل قوی

5-سرمایه گذاری بیش از اندازه در دارائیهای ثابت

6-قراردادهای اعتباری ضعیف

7-استفاده شخصی از سرمایه های تجاری

8-رشد بدون انتظار

 
مهارتهای کارآفرینی



مهارت‌های شخصی عبارتند از:
1- كنترل و نظم درونی - عقیده فرد نسبت به این كه وی تحت كنترل وقایع خارجی یا داخلی هست یا خیر را مركز كنترل می‌نامند. بیشتر كارآفرینان را دارای مركز كنترل درونی توصیف نموده‌اند. افراد با مركز كنترل بیرونی معتقدند وقایعی كه خارج از كنترل آن‌ها هستند، سرنوشتشان را تعیین می‌كند. كارآفرینان موفق به خود ایمان دارند و موفقیت یا شكست را به سرنوشت، اقبال یا نیروهای مشابه نسبت نمی‌دهند. آن‌ها همچنین این ویژگی را دارند كه وقایع پیش آمده را برای خود قابل كنترل می‌دانند.
2.  ریسك پذیری _ ریسك پذیری به معنای پذیرش و استقبال از خطرات حساب شده در كسب و كار می‌باشد. این ویژگی از ویژگی‌هایی است كه در اكثر كارآفرینان وجود دارد.
3.  نوآوری - نوآوری فرایند خلق چیزی جدید است كه ارزش قابل توجهی برای فرد، گروه، سازمان، صنعت یا جامعه دارد. یكی از ویژگی‌های شركت‌ و فرد كارآفرین نوآوربودن است. حل مسائل و پیگیری فرصت‌ها به راه‌حل‌هایی نیاز دارد كه بسیاری از آنها ممكن است مختص یك وضعیت خاص باشند. بنابراین خلاقیت و نوآوری حاصل از آن، برای بقاء و موفقیت شركت امری حیاتی است.
4. توانایی ادارة تغییر - ما در زمانی زندگی می‌كنیم كه روند دگرگونی در فناوری‌ها، با شتاب فراوان افزایش می‌یابد و موج‌هایی می‌آفریند كه همه صنایع را دربر می‌گیرد. نمی‌توان جلوی دگرگونی‌ها و تغییرات را گرفت یا خود را از آن‌ها پنهان كرد. باید نگاه‌ها را بر آنها دوخته و برای رویایی با آن‌ها آماده شد. برای مقابله با تغییرات عصر حاضر برنامه‌ریزی‌ها كاری از پیش نمی‌برند و توان پیش‌بینی این گونه دگرگونی‌ها را ندارند. البته این بدان معنا نیست كه باید از برنامه‌ریزی دست برداشت، بلكه باید همانند سازمان‌ها و واحدهای آتش نشانی صورت گیرد، آنها نمی‌توانند محل آتش سوزی را در آینده پیش‌بینی كنند ولی گروهی آنچنان توانمند و كارآمد آماده می‌سازند كه می‌توانند همانند رخدادهای عادی به هر پیشامد دشوار و پیش بینی نشده‌ای پاسخ مناسب دهند. بنابراین، كارآفرین نیز باید به همین صورت توانایی اداره تغییر را داشته باشد و بتواند تغییر جهت باد را تشخیص داده، مسیر مناسب را برگزیند. این توانایی برای ادامة آیندة كار كارآفرین بسیار مهم و حساس است.
5. تغییرمحوری - دانشمندان و نظریه پردازان مدیریت و علوم رفتاری بر این عقیده‌اند كه شرایط بیرونی و درونی سازمان (یا شركت) همواره در حال دگرگونی است. این دگرگونی‌ها با سرعت انجام می‌پذیرد و تمامی سازمان را دربرمی‌گیرد. در بیرون سازمان شرایط محیطی معمولاً‌ غیرثابت و در نوسان است. شرایط اقتصادی، هزینه و دسترسی به مواد و سرمایه لازم ، تكنولوژی تازه و قوانین و مقررات همگی به سرعت در حال تغییرند. در درون سازمان كاركنان تغییر می‌كنند و با خود اندیشه‌ها و دانش‌های تازه می‌آورند. در چنین شرایطی كارآفرین یا مدیر به عنوان عامل تغییر همیشه با مسأله تغییر سر و كار دارد، زیرا تغییر امری اجتناب ناپذیر است. او باید در مقابل تغییر نگرشی مثبت داشته باشد و آمادة اعمال تغییر در مواقع لزوم باشد.
6. پافشاری، مقاومت و پشتكار_ افراد موفق به نیروی پشتكار ایمان دارند. این یك باور است كه پافشاری و مقاومت برای انجام یك كار همیشه با موفقیت همراه است. هیچ توفیق بزرگی بدون پشتكار و جدیت بی وقفه مقدور نمی‌شود. اگر به افرادی كه در هر زمینه موفق شده‌اند بنگریم، می‌بینیم كه آن‌ها لزوماً بهتر، با هوش‌تر، سریعتر و قویتر از دیگران نبوده‌اند، بلكه پشتكار و مقاومت بیشتری داشته‌اند. یك كارآفرین نیز برای موفقیت در كار خود باید پشتكار و مقاومت لازم را داشته باشد.
7. رهبری دوراندیشی _ دوراندیشی، قدرت دیدن همه چیز پیش از به‌وقوع پیوستن آن‌ها است پیتردراكر در كتاب خود «كنترل آشوب و هرج و مرج»مهارتی را شرح می‌دهد كه یك مدیر و رهبر خوب به آن نیازمند است، این مهارت كه برای كنترل دوران آشوب ضروری است همان دوراندیشی است.



مهارت‌های مدیریتی كارآفرینی عبارتند از:
1.  برنامه‌ریزی و تعیین اهداف _ برنامه‌ریزی بدین معنی است كه مدیر از قبل دربارة هدف‌ها و اقدامات مورد نظر می‌اندیشد و كارها و اقدامات وی بر اساس یك روش ، برنامه یا منطق قرار دارد. برنامه باعث می‌شود كه سازمان دارای هدف‌های بلندمدت شود و مدیر برای دستیابی به این هدف‌ها بهترین رویه‌ها را اتخاذ نماید.
2.  تصمیم گیری . تصمیم گیری فراگرد گزینش شیوة عمل خاصی برای حل یك مسأله یا یك مشكل ویژه است. تصمیم گیری دو نوع است: تصمیم گیری معمول و با برنامه كه مطابق با عادات، قواعد و یا رویه‌های مشخص اتخاذ می‌شود و تصمیم‌گیری غیرمعمول و بی برنامه كه تصمیم گیری با مسائل و مشكلات غیرعادی سر و كار دارد.
تصمیم گیری، برای یك مدیر یا كارآفرین فعالیتی حساس و پر اهمیت است.
3. روابط انسانی.  بر پایه پژوهش‌های قابل ملاحظه در دههای 3 و 4 قرن حاضر، این نتیجه‌گیری حاصل شد كه محیط‌های كار در واقع زمینه‌های اجتماعی پیچیده‌ای هستند كه درك و فهم رفتار در آن‌ها از طریق توجه به نگرش‌های كاركنان، روابط اجتماعی، ارتباطات غیررسمی و متغیرهای دیگر امكان‌پذیر است. ماری پاركتر فالت معتقد بود در هر كار جمعی، مسأله مهم ایجاد و حفظ روابط انسانی پویا و هماهنگ است.
توجه به روابط انسانی در محیط كار برای كارآفرینان و ادارة یك كسب و كار موفق، لازم و ضروری بوده و باید در آموزش كارآفرینان مورد توجه قرار گیرد.
4.  بازاریابی.  در فرهنگ واژگان بنت(Bennett)بازاریابی، فرآیند برنامه‌ریزی، طراحی، قیمت گذاری، ترفیع و توزیع ایده‌ها و كالاها و خدمات به منظور خلق مبادله است كه اهداف فردی و سازمانی را برآورده می‌سازد. مهارت بازاریابی یكی دیگر از مهارت‌های مورد نیاز برای كارآفرینان است.
5.  راه اندازی كسب و كار _ عوامل متعددی مانند دولت، منابع مالی كه فرد در اختیار دارد، الگوهای نقش و .... در راه اندازی كسب و كار جدید تأثیر دارند. همچنین كارآفرین همچنین برای راه اندازی كسب و كار باید زمینه لازم را داشته باشد. تحصیلات رسمی و تجربة قبلی نیز در فعالیت‌های اقتصادی باعث می‌شود مهارت‌های لازم برای راه اندازی كسب و كار برای كارآفرین مهیا گردد.
اگر چه نظام‌های آموزشی از اهمیت ویژه‌ای در این زمینه برخوردارند، ولی افراد در راه اندازی كسب و كار در زمینه‌هایی كه قبلاً كار كرده و تجربه دارند موفقیت بیشتری كسب می‌كنند. به طور كلی نباید فراموش كرد كه خصلت‌های كارآفرینان ذاتی نیست، بلكه آنها تربیت می‌شوند و این مهارت را می‌توان در آن‌ها بوجود آورد.
6. مهارت‌های مالی و حسابداری . حسابداری عبارت است از فن ثبت، طبقه بندی و تلخیص فعالیت‌های مالی یك مؤسسه در قالب اعداد قابل سنجش به پول و تفسیر نتایج حاصل از بررسی این اعداد حسابداری را زبان تجارت نامیده‌اند. كارآفرینان هر چقدر كه این زبان را بهتر یاد بگیرند، بهتر می‌توانند بر زندگی و كسب و كار خود تسلط داشته باشند.
7.  مدیریت . فرآیند مدیریت مربوط به وظیفه‌ای است مبنی بر كسب اطمینان از این كه فعالیت‌هایی به نحوی در حال اجر بوده و به دستیابی به هدفی معین منجر می‌گردند. این مهارت یكی دیگر از مهارت‌های مورد نیاز كارآفرین است.
8.كنترل - كنترل عبارت است از توجه به نتایج كار (بازخورد) و پیگیری آن برای مقایسه فعالیت‌های انجام شده با برنامه‌ها و اعمال اصلاحات مقتضی در مواردی كه انحرافی در انتظارات، صورت گرفته است.
كنترل به كارآفرینان كمك می‌كند كه بر اثربخشی، برنامه‌ریزی، سازمان دهی و هدایت كردن فعالیت‌ها نظارت نمایند.
9. مذاكره - مذاكره یك فرآیند ارتباطی بسیار پیچیده و مهارتی مهم برای موفقیت كارآفرینان است. در تجارت، مثل بخشی از زندگی، مذاكره بر اساس این واقعیت شروع می‌شود كه مردم یا اشخاص به یكدیگر نیاز دارند: خریداران به فروشندگان، مدیران به كاركنان و كارآفرینان به سرمایه گذاران نیاز دارند.
یك رابطه كاری در چهارچوب یكسری موافقت‌ها تعریف می‌شود و هر توافقی حاصل یك فرآیند مذاكره است.
10. مدیریت توسعه - در گذشته مدیران در دنیایی نسبتاً تغییرناپذیر و قابل پیش بینی برای دستیابی به موفقیت تلاش می‌كردند اما امروزه با تحولات شتابنده‌ای مواجهند. آنان با نوآوری‌های مستمر در رایانه و فن آوری اطلاعات روبرو هستند و دنیای پرآشوب، بازارهای متغیر و شیوه‌های زندگی غیرثابت مصرف كنندگان در برابرشان قرار دارد. برای مقابله با چنین نیروهای متغیری، مدیران امروزی باید توانایی دگرگون كردن و نوكردن را داشته باشند. مدیریت توسعه روش‌هایی را فراهم می‌آورد كه به طور منظم سبب تغییر سازمان و بهبود آن می‌شود. هدف از توسعه و بهبود سازمان اثربخش تركردن آن و افزایش فرصت‌ها برای افراد است تا بتوانند نیروهای بالقوة خود را به فعل درآورند.







نوع مطلب : تجارت الکترونیک، 
برچسب ها : مذاکره، شکست کسب و کار، موفقیت،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 21 مرداد 1394
مسعود معاونی


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات